نقد بیانیه حسن روحانی؛ وقتی اصلاح ساختار در میانه جنگ، تدبیر نیست

تحلیل: حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود جعفری | ۱۲ فروردین ۱۴۰۵

مقدمه نقد بیانیه حسن روحانی

بیانیه‌ها در لحظات حساس تاریخ، هرگز تنها مجموعه‌ای از کلمات نیستند. آن‌ها حامل اراده‌های سیاسی هستند که گاه در لابه‌لای عبارات حماسی و مردم‌پسند پنهان می‌شوند. در نقد بیانیه حسن روحانی منتشره در دوازدهم فروردین ماه، باید به این واقعیت توجه کرد که بخش عمده‌ی متن با ادبیاتی میهن‌دوستانه به ستایش مقاومت و محکومیت تجاوز خارجی می‌پردازد.
اما بند یازدهم، چونان نُتی ناهمساز در یک ارکستر هماهنگ، پرسش‌های راهبردی و منطقی جدی را پیش روی هر ناظر آگاه قرار می‌دهد.
به عنوان تحلیلگر، وظیفه‌ی خود می‌دانم لایه‌های پنهان این مهندسی کلامی را با تکیه بر منطق، تاریخ و امنیت ملی کالبدشکافی کنم. بررسی دقیق این بند نشان می‌دهد که چگونه زمان‌بندی، واژگان و بستر ارائه‌ی یک پیشنهاد، می‌تواند ماهیت آن را دگرگون کند.
هر تحلیل‌گر سیاسی می‌داند که در شرایط جنگی، کلمات تنها ابزار ارتباط نیستند، بلکه سلاح‌های نرمی هستند که می‌توانند جهت‌گیری افکار عمومی را تغییر دهند.

کالبدشکافی منطقی در نقد بیانیه حسن روحانی

مغالطه‌ی اسب تروآ در فن خطابه و روانشناسی اقناع، زمانی که بخواهند گزاره‌ای چالش‌برانگیز یا نامتناسب با شرایط را به ذهن مخاطب منتقل کنند، آن را در میان چندین گزاره‌ی حق محصور می‌کنند. بند یازدهم دقیقاً مصداق این الگوست. در ادبیات علوم سیاسی، این تکنیک به مغالطه‌ی اسب تروآ یا شیرین‌کاری استراتژیک معروف است.
 
نویسنده با بهره‌گیری از مقبولیت ذاتی مطالبات مردم و لزوم اصلاحات، پیشنهادی را مطرح می‌کند. این پیشنهاد در بطن خود، تضعیف مرکزیت فرماندهی را هدف گرفته است. ذهن مخاطب به دلیل تأیید بخش‌های حماسی و درست، گارد تحلیلی خود را پایین می‌آورد. در نتیجه، گزاره‌ی اصلی بدون چکش‌کاری منطقی پذیرفته می‌شود.
این شیوه‌ی بیان، نوعی مهندسی گفتمانی است. هدف آن، عبور از فیلترهای عقلانیت مخاطب در شرایط حساس ملی است. وقتی مخاطب در حال تأیید جملات وحدت‌بخش است، کمتر به پیام پنهان بند میانی توجه می‌کند. این دقیقاً همان نقطه‌ی کوری است که در هر نقد بیانیه حسن روحانی باید به دقت رصد شود.

بازخوانی تاریخی در نقد بیانیه حسن روحانی

کلمه‌ی حق یا سلاحی برای تزلزل حافظه‌ی دینی و تاریخی ما دقیق‌ترین چارچوب را برای رمزگشایی این الگو ارائه می‌دهد. زمانی که خوارج شعار لا حکم الا لله را سر دادند، کلامی حق را بیان کردند. هیچ مسلمانی در حقانیت آن اصل تردید نداشت. اما امیرالمؤمنین با بصیرتی نافذ فرمود: کلمة حقٍ یراد بها الباطل.
امروز نیز واژگانی چون تحول ساختاری، حضور گرایش‌های مختلف و اصلاحات فوری، ذاتاً محترم‌اند. اما زمانی که در اوج نبرد و زیر آتش متجاوزان مطرح می‌شوند، کارکردشان تغییر می‌کند. آن‌ها از جایگاه درمان به سلاح تغییر ماهیت می‌دهند.
این الگو، یادآور واقعه‌ی صفین است. آنجا که نیزه‌ها قرآن برداشتند، نه برای هدایت، بلکه برای متوقف کردن شمشیر حق در لحظه‌ی پیروزی. قرآن کریم نیز قرن‌ها پیش، استراتژی دقیق این تفرقه را ترسیم کرده است: وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ. نزاع بر سر ساختار قدرت در زمان نبرد، مصداق تامّ تنازع است.
این تنازع مستقیماً ریح یا همان ابهت و انسجام جبهه‌ی حق را هدف می‌گیرد. وقتی فرماندهی تضعیف شود، لایه‌های دفاعی و توده‌ی مردم دچار تردید وجودی می‌شوند. دشمن برای پیروزی بدون جنگ، دقیقاً به همین نقطه‌ی ضعف نیاز دارد. بنابراین، در هر تحلیل بیانیه روحانی، توجه به این الگوی تاریخی ضروری است.
تاریخ نشان داده است که جریان‌های سیاسی گاه از خلأهای موقتی برای پیشبرد پروژه‌های بلندمدت خود استفاده می‌کنند، حتی اگر هزینه‌ی آن تضعیف جبهه‌ی داخلی در برابر تهدید خارجی باشد. اینگونه اقدامات، اگرچه در ظاهر دلسوزانه جلوه می‌کنند، اما در عمل به نفع دشمنی تمام می‌شوند که منتظر کوچک‌ترین روزنه‌ی اختلاف در صفوف داخلی است.

تحلیل راهبردی نقد بیانیه حسن روحانی

جراحی قلب در اتاق فرار از منظر امنیت ملی و علوم راهبردی، حیاتی‌ترین رکن بقای یک ملت در زمان تجاوز خارجی، وحدت فرماندهی است. پیشنهاد اعمال فوری اصلاحات اساسی در سیاستگذاری‌ها درست در سی‌ودو روزگی جنگ، با کدام منطق دفاعی سازگار است؟ تمرکززدایی از ساختار تصمیم‌گیری در لحظه‌ی بحران، با اصول اولیه‌ی مدیریت جنگ در تضاد است.
کسی که در میانه‌ی طوفان، پیشنهاد بازنگری در مهندسی کشتی را می‌دهد، عملاً حکم غرق شدن کشتی را امضا می‌کند. طرح موضوعاتی که ثباتِ ساختار عالی حکمرانی را زیر سوال ببرد، تنها یک خروجی دارد: فشل‌سازی جبهه خودی. تاریخ حکمرانی ثابت کرده است که دشمنان زمانی که از غلبه‌ی نظامی ناامید می‌شوند، به سراغ بحران‌سازی مشروعیت‌زا در داخل می‌روند.
طرح نارضایتی‌های برحق مردم به‌عنوان اهرمی برای دگرگونی ساختاری در زمان ضعفِ فرضی، دقیقاً در راستای همان استراتژی فروپاشی از درون است. در ادبیات عملیات روانی، به این روش جنگ روایت‌ها در بستر بحران می‌گویند. هدف، خسته‌کردن افکار عمومی و ایجاد دوگانه‌ی کاذب بین مردم و ساختار دفاعی است.
در واقع، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در چنین شرایطی به میدان نبرد جدیدی تبدیل می‌شوند که در آن، کلمات جای گلوله را می‌گیرند. کسی که در این میدان، روایت اصلاحات ساختاری را با فوریت و خارج از چارچوب مدیریت بحران پیش می‌برد، ناخواسته یا آگاهانه به تقویت ماشین تبلیغاتی دشمن کمک می‌کند.
بنابراین، هر نگاه کارشناسانه‌ای به این موضوع باید بین اصلاحات درون‌سیستمی و تغییرات ساختاری در زمان جنگ تمایز قائل شود. اولی موجب کارآمدی می‌شود. دومی می‌تواند به تضعیف ناخواسته یا عمدی مرکز ثقل ملی منجر شود. این تمایز، هسته‌ی مرکزی هر نقد بیانیه حسن روحانی را تشکیل می‌دهد.

جمع‌بندی نقد بیانیه حسن روحانی

اصلاحات برای اقتدار، نه فروپاشی هیچ تردیدی نیست که هر نظام پایداری نیازمند نوسازی، پاسخگویی و بهره‌گیری از نخبگان است. اما این اصلاحات باید در خدمت کارآمدی و انسجام باشد. نباید در مسیر تضعیف لنگرگاه ثبات قرار گیرد. کسی که در اوج نبرد، آدرسِ تغییر در ساختار حکمرانی را می‌دهد، یا نسبت به الفبای دفاع ملی بی‌اطلاع است. یا آگاهانه در زمینِ دشمن بازی می‌کند.
حافظه‌ی تاریخی ملت ایران بیدار است. این حافظه اجازه نخواهد داد بار دیگر در دامِ تردیدافکنی ساختاری گرفتار شود. اصلاحِ خانه آرزوی همگان است. اما ستونِ خانه را در میانه‌ی زلزله‌ی جنگ، تبر نخواهیم زد. قدرت ما در وحدتِ حولِ محور فرماندهی واحد است. هر صدایی که این وحدت را به بهانه‌ی تحول‌طلبی خدشه‌دار کند، بیگانه با منافع این مرز و بوم است.
زمانِ مناسب برای بازنگری‌های کلان، زمانی است که امنیت ملی تثبیت شده باشد. در غیر این صورت، شتاب‌زدگی ساختاری تنها به نفع متجاوزان تمام می‌شود. ملت ایران با تکیه بر خرد جمعی و میراث علوی می‌داند که حکمت حکمرانی در بحران، در صبر استراتژیک و عبور آبرومندانه از طوفان است.
آنچه در بند یازدهم مطرح شده، در منطق جبهه، هم‌ارز با انحلال تدریجی مقاومت است. ما برای اصلاح خانه، ستون آن را تبر نخواهیم زد. تجربه‌ی چهل و هفت ساله‌ی جمهوری اسلامی نشان داده است که عبور از بحران‌های پیچیده، تنها با انسجام درونی و پرهیز از بازی‌های کلامی در لحظات حساس ممکن است. هرگونه پیشنهادی که خارج از این چارچوب مطرح شود، هرچند با نیت خیر، می‌تواند به ابزاری برای فرسایش اراده‌ی ملی تبدیل گردد.
 
حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود جعفری
۱۲ فروردین ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید